برو
از این حالی که من دارم توء ابله چه میفهمی؟
نمی فهمی که داغونم نمی دونی چه بی رحمی
دارم پر پر میشم واست دلت رو دادی دست کی؟
من عاشق رو میفروشی به اون بازاری خیکی؟!
خداییش مثل من میشه؟ تو رو نصف منم میخواد؟
تو کوه قاف هم باشی مث من دنبالت میاد؟
نمیدونم چرا اما قبول کن جوری بد کردی
که نه راهی جلوت داری نه راهی مونده برگردی
ببین تو خونه ی بختت جامو دادی به اون یارو
الان شادی؟ سرافرازی؟ بالا میره پول از پارو؟
خیالی نیست خوش باشی ولی دنیامو دزدیدی
نمیمونه همین جوری یه روز تاوانشو میدی
یه روز وقتی که اون میره تو رو تنهات میذاره
همون روزی که میفهمی که پول شادی نمیاره
من حساس تیرماهی واست جونم رو میدادم
تو کاری کردی فهمیدم تاسف داره که سادم
تاسف داره قلبم رو کف دستام میگیرم
واسه مثل تو نامردی شبانه روز میمیرم
برو خوش باش میدونی؟ کلام آخرم اینه
چقد خوشبخته اونی که گل از لبهات می چینه...





