امان از دست عشق تو که خیلی مردم آزاره
خودت که رفتی اما این نمیخواد دست برداره!

تو هم انگار خوشحالی که من درگیرتم آره؟
نترس دلتنگی میدونه چه جور جاتو نگه داره

چه جور بسپاره روزامو به بغض و گریه و سردرد
تو رو هرکی که دوست داری تموم کن بازیو برگرد

تو که از من خبر داری منِ حساس تیرماهی
هنوز گل میخرم واست هنوز کافه میرم گاهی

هنوز دستاتو میگیرم سر میز ته کافه
هنوز وقتی که میپرسه میگم لطفا دو نسکافه!

آره رفتی ولی یادت کنارم هست روز و شب
یه جوری بیش تر از تو به من نزدیکه لامصب!

میدونم داری میخندی خوشم میاد آرومی
بخند میدونی لبخندت همه دنیامه خانومی

یادم میاد روزایی که از دنیا دلم پر بود
همین لبخند تو واسم همه دارو و دکتر بود

ولی حالم بده حالا و تو حالیت نیست نامرد
تو رو  هرکی که دوست داری تمومش کن، بسه، برگرد!